افسردگي (قسمت اول)

وينستون چرچيل سياستمدار بريتانيايي دوران غم و نوميدي و ضعف روحيه خويش را "سگ سياه" ناميد. زماني که آبراهام لينکن، رئيس جمهور، به ضعف روحيه دچار شد، دوستانش تصور کردند او نااميدترين فرد کره زمين است. ناتانيل ـ هاوترون داستان نويس دوره افسردگي خود را با گرفتار بودن در بند زندان تاريک زيرزميني تشبيه نمود. حتي زيگمون فرويد به افسردگي دچار گرديد.
در واقع هر کس در زندگي، دوراني از غم و افسردگي را طي ميکند. دکتر ديويد کيسي روان درمانگر سالمندان در مدرسه طب دانشگاه ايالت کنتاکي بيان ميدارد: افسردگي مانند سرماخوردگي بيماري اي ست مسري و چيزي جز يک بيماري آزاردهنده نميباشد. اين بيماري احساس نامعلومي از خود ترديدي يا نااميدي در فرد به وجود آورده که ظرف چند روز با سرعت برطرف ميشود. بيماريهاي مزمن، از دست دادن اعضا خانواده و دوستان، انزواي اجتماعي، و کبمودهاي مالي همگي راه را براي ورود افسردگي ميگشايند، و بخصوص سالمندان به آساني در اين مسير قرار ميگيرند. هر چند که افسردگي يکي از معمول ترين عدم تعادلهاي رواني در بين افراد بالاي 65 سال است و تا حدودي 15% از گروه سالمند بالاي 65 سال را ميپوشاند ـ ولي دکتر ناتام بيليگ روان درمانگر سالمندان در واشنگتن دي سي و نويسنده کتاب "سالمندي و عقل" ميگويد: افسردگي بخش طبيعي و عادي سالمندي است. براي اينکه از افسردگي به حالت عادي برگرديد، موارد زير را مورد توجه قرار دهيد.

اولين اقدام در مبارزه با افسردگي
براي خود مشغوليت دست و پا کنيد
دکتر ايساک تيليم دانشيار روانکاوي مرکز پزشکي بروکلين نيويورک ميگويد: اشتغالات سرگرم کننده مانع غوطه ور شدن در افکاري که شما را غمگين و افسرده ميکنند، ميگردد. بنابراين هر زمان که احساس از دست دادن روحيه ميکنيد، از خود بپرسيد "حالا چه بايد بکنم؟" فهرستي از کارهايي که بايستي ظرف يک هفته يا يک ماه انجام دهيد تهيه کرده و آن را به مرحله عمل درآوريد.
دکتر تيليم متذکر ميشود، پيوسته کاري براي انجام دادن داشته باشيد، زيرا با انجام کارها در برابر افسردگي کمتر تأثيرپذير خواهيد بود. فعال باقي ماندن حس آينده نگري را در شما تقويت ميکند. فعاليت در واقع عصاره و جوهر جواني و اميد ميباشد.

راههاي ديگر پيشگيري يا مداوي افسردگي
دوستي کردن با نزديکان و آشنايان
دکتر ريچارد زويگ روانشناس سالمندان و دانشيار روانکاوي کالج پزشکي آلبرت اينشتين در نيويورک ميگويد: يک يا دو نفر از دوستان و يا نزديکان خويش را در احساسات تان شريک کنيد. در گذشته به احتمال زيادي شما در بسياري از پستي و بلنديهاي زندگي به آنها کمک کرده ايد و اگر اجازه دهيد از احساساتتان آگاه شوند، شما را از حيث پشتيبانيهاي عاطفي و احساسي ياري ميکنند و تکيه گاه خوبي براي شما خواهند بود. اين موضوع به آن معنا نيست که از آنها ميخواهيد مشکلتان را حل کنند. خير، به سادگي به اين معني است که از آنها ميخواهيد به گفته هاي شما گوش کنند و به شما امکان دهند آنچه در دل و ذهن داريد بيرون آوريد، به اين ترتيب از شما پشتيباني ميکنند.
دکتر کيسي ميگويد: به علاوه، تماسهاي معمولي اجتماعي در دور نگهداشتن شما از افسردگي نقش قابل ملاحظه اي ايفا مينمايند.

از قلم استفاده کنيد و با قلم افسردگي را از ميدان بيرون نماييد
دکتر دانيال ال. سگال دانشيار روانشناسي دانشگاه کلورادو ميگويد: اگر ناراحت ميشويد افسردگي را با ديگران در ميان بگذاريد، يا اگر کسي را نداريد که بتوانيد او را در افکارتان شريک سازيد، افکار و احساسات خود را به رشته تحرير درآوريد و حوادث و اتفاقات روزانه را در آن بگنجانيد. نوشتن، نظم فکري ايجاد کرده، مخرجي براي خروج افکار و احساساتتان فراهم ساخته، و در نتيجه قادر ميگرديد بر احساسات ناخوش غلبه کنيد. دکتر سگال توصيه ميکند: روزانه 20 تا 30 دقيقه را به يادداشت برداري از اتفاقات و احساسات خود اختصاص داده و مسائل زندگي را تحت نظر و ملاحظه قرار دهيد.

ادامه دارد....   
نویسنده : مريم ميلانی ; ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ دی ،۱۳۸۱