امير محمد

سلام دوستان امروز می خوام يک ذره از امير محمد براتون بنويسم

اين پسره ۱۸ ماهه ما هر وقت جيش داره داد و هوار که مامان  و بابا جيش دارم حالا خدا نکنه که ببريش دستشويی ديگه بيرون آوردن امير محمد از دستشويی کار حضرت فيل است .

می ره و شروع می کنه آب بازی . حالا هم سرما خورده .

دوشنبه ها قرار شده بره مهمونی پيش مادر بزرگش . وقتی به جلوی خونشون می رسيم ميگه عمی ( عمه ) شيشه لالا

  
نویسنده : مريم ميلانی ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ آذر ،۱۳۸٢